من...عاطفه م....17سالمه....و هیچ توجیهی برای گناهانم ندارم
کسی من رو بازخواست نکرد
خودم اعتراف میکنم
گناهان من ندیدنی است
گناهان من حس کردنی است
کسی من رو بازخواست نکرد
خودم اعتراف میکنم
نه از این روز ها خسته شده بودم
نه کسی مرا اذیت کرد
و نه کسی تنهایم گذاشت
من خودم،فقط به خاطر نفس خودم گناه میکنم
من تنها نیستم
تنهایی را اشتباه احساس میکنم
به خوبی میدانم چقدر از همه ی هفده ساله های اطرافم
هفده ساله های قدیم
هفده ساله های حال
و هفده ساله های آینده
چقدر خوشبت تر هستم
هر وقت به مردم نگاه میکنم از خوشبختی خودم تعجب میکنم
من میدانم چه چیز هایی دارم
چه چیز هایی که بقیه ندارند و باز هم خیلی وقت ها خدارا شکر نمیکنم
قدر نمیدانم
میترسم عاقبت این ناشکری همه ی خوشبختی هایم را بگیرد
تنها میخواهم مرا ببخشد
تنها....
همه ی همین ها برای تمامی لحظاتم کافی است
فقط میخواهم تنها مرا ببخشد و داشته هایم را برایم نگه دارد
پ.ن:توانایی عجیبی دارم تا آدمایی رو که دوسشون دارم رو از خودم دور کنم...!!
سلام وبلاگ خیلی قشنگی داری بازم سر میزنم





اگه مایل به تبادل لینک بودی وبلاگ منو به اسم ( بهلول و موتورسیکلت) لینک کن بعد به من خبر بده تا لینکت کنم
(توانایی عجیبی دارم تا آدمایی رو که دوسشون دارم رو از خودم دور کنم)
فکر می کردم این فقط مال منه.....!!!!
سلام دوست من
ممنونم که مطلبم رو خوندی و از اون بیشتر خوشحالم که با دقت خوندیش
می دونی من اون مطلب رو از دوتا کتاب و چند تا سایت جمع کرده بودم و طبیعی بود که نتیجه چیز بی احساسی باشه
من گیشا بودن رو درک نکردم چون مال فرهنگ من نیست و جوری دربارش صحبت می کنم که مثلا یه ژاپنی درباره سفره هفت سین ما حرف میزنه.
اون چیزای ترسناکی که تو از گیشا بودن فهمیدی رو منم میدونم ولی توی صحت و سقمش شک دارم چون منبعش معتبر نیست.
سلام دوست عزیز
کمتر کسی همچون شما بیانش عریان است و عریانی بیان شیوه ایی است که مخاطب را ناخودآگاه بدنبال خواندن میکشاند و من صراحت نوشته هایت را دوست دارم و چقدر خوب است که انسانها راحت اعتراف کنند و راحت حرف دل خویش را بنویسند....
به امید دیدارت در مذاب ها.